تبلیغات
شما جوانان افسران جوان جنگ نرم هستید

شما جوانان افسران جوان جنگ نرم هستید
خداحافظ دنیا، تو را با تمام زرق و برقت برای رضای خدا ترک می کنیم، اینجا دارفانی، مقصد ما بهشت 
قالب وبلاگ

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید،از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی درگرفت، خواست فرود آید،ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.ید نزدیک است که بیافتد و  پایش بشکند.

مستاصل شد...

از دور بقعه امام زاده ای را دید و گفت:ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیام. قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جایی پیدا کرد  و خود را محکم گرفت.گفت:ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.

نصف گله را به تو می دهم و نصف دیگر هم برای خودم...

قدری پایین تر آمد.وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:ای امام زاده،نصف گله را چطور نگه داری می کنی؟آن ها را خودم نگه داری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.

وقتی کمی پایین تر آمد،گفت:بالاخره چوپان هم بی مزد نمی شود کشک مال تو ،پشمش هم مال من به عنوان دستمزد.وقتی باقی تنه را سر خورد و پایش به زمین رسید،نگاهی به گنبد انداخت و گفت:مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟

ما از هول خودمان یه غلطی کردیم،غلط زیادی که جریمه ندارد!!!!

(واقعا که بعضی از ما فقط وقتی که تو چاله افتادیمو تو زندگیمون گرفتاری داریم یاد خدا می افتیم بعدش که خدا دستمونو گرفت و از گرفتاری درمون آورد همه چیز یادمون می ره و میگیم فعلا که خرمون که از پل گذشت...)


[ 1391/02/21 ] [ 22:04 ] [ فاطمه قاسمی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ یک دانشجوی بسیجیه که دوست داره امروزش بهتر از دیروزش باشه...
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

مالک اشتر

پایگاه اطلاع رسانی غریو

ّیرازه